مرا حلوا هوس کردست حلوا
میفکن وعده حلوا به فردا
بیتهایی که بیان شده، به حس گرسنگی و اشتیاق به حلوا اشاره دارد. شاعر در این اشعار به لذت و شیرینی حلوا پرداخته و آن را به عنوان نماد صفا و لطافت معرفی میکند. او همچنین به ارتباط معنوی و روحانی با شخصیتی مانند پیامبر (مصطفی) اشاره میکند، که از سفرهای نعمتبار میخورد. این پیام بهنوعی دعوت به پیوستن به جمعی خاص و بهرهمندی از نعمتها است، همراه با یادآوری اینکه باید به استقبال فرصتی که برای نزدیکی به الهی فراهم شده، رفت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا حلوا هوس کردست حلوا
میفکن وعده حلوا به فردا
دل و جانم بدان حلواست پیوست
که صوفی را صفا آرد نه صفرا
زهی حلوای گرم و چرب و شیرین
که هر دم میرسد بویش ز بالا
دهانی بسته حلوا خور چو انجیر
ز دل خور هیچ دست و لب میالا
از آن دستست این حلوا از آن دست
بخور زان دست ای بیدست و بیپا
دمی با مصطفا و کاسه باشیم
که او می خورد از آن جا شیر و خرما
از آن خرما که مریم را ندا کرد
کلی و اشربی و قری عینا
دلیل آنک زاده عقل کلیم
ندایش میرسد کای جان بابا
همیخواند که فرزندان بیایید
که خوان آراستهست و یار تنها