میندیش میندیش که اندیشه گریها
چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تریها
این شعر به بررسی مفهوم اندیشه و تأثیر آن بر رفتار انسانها میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که فکر و اندیشه مانند نفت میسوزند و ممکن است ما را به بیحالی و حیرت برسانند. او میگوید که نباید شجاعت را با جنون اشتباه بگیریم و باید مانند شیران با جلال و اقتدار از موانع عبور کنیم. همچنین، اندیشه میتواند به دام بیفتد و ایثار را حرام کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اگر به دام حیلهها بیفتیم، ممکن است از هدف خود دور شویم و حرص و طمع ما را به زانو درآورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میندیش میندیش که اندیشه گریها
چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تریها
خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت
که تا جمله نیستان نماید شکریها
جنونست شجاعت میندیش و درانداز
چو شیران و چو مردان گذر کن ز غریها
که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست
چرا باید حیلت پی لقمه بریها
ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی
وگر حرص بنالد بگیریم کریها