شاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آ
تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا
این شعر به وصف شادی و زیبایی میپردازد و از یک محبوب با ویژگیهای دلانگیز سخن میگوید. شاعر از محبوبش میخواهد که احساس خوشی و عشق را در دلها بیدار کند و آنها را از غمها و مشکلات رهانیده و به شادی دعوت کند. همچنین، اشاره به عشق و زیبایی دارد که در دل عاشق وجود دارد و این عشق را با داستانهای عاشقانهای همچون عشق فرهاد و شیرین مقایسه میکند. بهطور کلی، شعر دعوتی است به تجر به خوشی و جمال عشق.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آ
تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا
ای صورتِ هر شادی اندر دل ما یادی
ای صورتِ عشقِ کل اندر دل ما یاد آ
بیرون پَر از این طفلی ما را بِرهان ای جان
از منّت هر دادو وز غصّه هر دادا
ما چنگ زدیم از غم در یار و رخان ما
ای دف تو بنال از دل وی نای به فریاد آ
ای دل تو که زیبایی شیرین شو از آن خسرو
ور خسروِ شیرینی در عشق چو فرهاد آ