غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شاد آمدی ای مه‌رو ای شادیِ جان شاد آ

تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا

۲

ای صورتِ هر شادی اندر دل ما یادی

ای صورتِ عشقِ کل اندر دل ما یاد آ

۳

بیرون پَر از این طفلی ما را بِرهان ای جان

از منّت هر دادو وز غصّه هر دادا

۴

ما چنگ زدیم از غم در یار و رخان ما

ای دف تو بنال از دل وی نای به فریاد آ

۵

ای دل تو که زیبایی شیرین شو از آن خسرو

ور خسروِ شیرینی در عشق چو فرهاد آ

بازگشت به سروده‌های مولانا