به خانهخانه میآرد چو بیذق شاهِ جان ما را
عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را
این شعر به نوعی بیانگر یک تجلی معنوی و روحانی است. شاعر به توصیف وضعیت بشر در جهان و رابطه او با خداوند پرداخته است. او به نکاتی اشاره میکند مانند اینکه خداوند همه موجودات را خلق کرده و با آزمونهایی که از انسانها میگیرد، آنها را به چالش میکشد. همچنین، شاعر به تصویر کشاندن انسان به عنوان موجودی سرگردان و در بند هوسها و شهوتها میپردازد که مانند شتری در بیابان جا به جا میشود. در نهایت، اشارهی شاعر به "عشق حق" و آزادگی در آن، نشان دهندهی امید و آرامش است که میتواند انسان را از این بندها رهایی بخشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به خانهخانه میآرد چو بیذق شاهِ جان ما را
عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را
همه اجزای ما را او کشانیدهست از هر سو
تراشیدهست عالم را و معجون کرده زان ما را
ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده در بینی
چو اشتر میکشاند او به گرد این جهان ما را
چه جای ما که گردون را چو گاوان در خرس بست او
که چون کنجد همیکوبد به زیر آسمان ما را
خنک آن اشتری کاو را مهار عشق حق باشد
همیشه مست میدارد میان اشتران ما را