غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا

زانک تو آفتابی و بی‌تو بود فسردنا

۲

خلق بر این بساط‌ها بر کف تو چو مهره‌ای

هم ز تو ماه گشتنا هم ز تو مهره بردنا

۳

گفت دمم چه می‌دهی دم به تو من سپرده‌ام

من ز تو بی‌خبر نیم در دم دم سپردنا

۴

پیش به سجده می‌شدم پست خمیده چون شتر

خنده زنان گشاد لب گفت درازگردنا

۵

بین که چه خواهی کردنا بین که چه خواهی کردنا

گردن دراز کرده‌ای پنبه بخواهی خوردنا

بازگشت به سروده‌های مولانا