آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
مینکند محرم جان محرم اسرار مرا
این شعر به شرح احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و معشوق میپردازد. شاعر از عدم توجه معشوق به خود شکایت دارد و احساس میکند که رازهای درونیاش در دل او محفوظ نیست. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و ناتوانی خود را در بیان عشقش بیان میکند. علاوه بر این، شاعر به بحرانهای مالی و دنیوی اشاره میکند و به دنبال عشق واقعی و وفادار است. او به خود هشدار میدهد که از ایجاد درگیری و فساد پرهیز کند و به جای آن به جستجوی حقیقت و معنای عشق بپردازد. شاعر در نهایت بر اهمیت عشق و روابط انسانی تأکید میکند و از تباهی و زوال ناشی از طمع و جدل میهراسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
مینکند محرم جان محرم اسرار مرا
نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش
پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا
گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کو
رنگ کجا ماند و بو ساعت دیدار مرا
غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدمم
کان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا
هر که به جوبار بود جامه بر او بار بود
چند زیانست و گران خرقه و دستار مرا
ملکت و اسباب کز این ماه رخان شکرین
هست به معنی چو بود یار وفادار مرا
دستگه و پیشه تو را دانش و اندیشه تو را
شیر تو را بیشه تو را آهوی تاتار مرا
نیست کند هست کند بیدل و بیدست کند
باده دهد مست کند ساقی خمار مرا
ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن
شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا
گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا
بر طمع ساختن یار خریدار مرا
بیش مزن دم ز دوی دو دو مگو چون ثنوی
اصل سبب را بطلب بس شد از آثار مرا