اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما
این شعر به زیبایی و عشق نسبت به یوسف اشاره دارد. شاعر در توصیف یوسف او را به عنوان محبوب و دلبر خود میخواند که نور و سعادت را به زندگیاش میآورد. او از یوسف میخواهد که در شور و شوقی که برای او دارد، مشارکت کند و از آتشی که این عشق در دلش به وجود آورده سخن میگوید. در کل، شعر حسرت و اشتیاق عمیق نسبت به یوسف و درد دل شاعر را به تصویر میکشد.《به نظر می رسد منظور از "یوسف" معشوق شاعر باشد،و منظور از "یوسف" شخصی به نام یوسف نیست.》
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما
ای نورِ ما، ای سورِ ما، ای دولتِ منصورِ ما
جوشی بِنِه در شورِ ما؛ تا مِی شَوَد انگورِ ما
ای دلبر و مقصودِ ما، ای قبله و معبودِ ما
آتش زدی در عودِ ما؛ نَظّاره کُن در دودِ ما
ای یارِ ما، عَیَّارِ ما، دامِ دلِ خَمّارِ ما
پا وامَکش از کارِ ما؛ بِستان گِرو دَستارِ ما
در گِل بِمانده پایِ دل؛ جان میدهم چه جایِ دل
وَز آتشِ سودایِ دل، ای وایِ دل، ای وایِ ما