جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب

بخش ۴۰

سرودهٔ فردوسی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بفرمود تا رفت پیشش دبیر

بیاورد قرطاس و مشک و عبیر

۲

نبشتند عهدی ز شاه زمین

سرافراز کیخسرو پاک‌دین

۳

ز بهر سپهبد گو پیلتن

ستوده به مردی به هر انجمن

۴

که او باشد اندر جهان پیشرو

جهاندار و بیدار و سالار و گو

۵

هم او را بود کشور نیمروز

سپهدار پیروز لشکر فروز

۶

نهادند بر عهد بر مهر زر

بر آیین کیخسرو دادگر

۷

بدو داد منشور و کرد آفرین

که آباد بادا به رستم زمین

۸

مهانی که با زال سام سوار

برفتند با زیجها بر کنار

۹

ببخشیدشان خلعت و سیم و زر

یکی جام مر هر یکی را گهر

بازگشت به سروده‌های فردوسی