برون رفت گرگین نهم کینهخواه
ابا اندریمان ز توران سپاه
در این داستان، گرگین نهم و اندریمان، دو جنگجوی با تجربه و هوشیار، به میدان نبرد میروند. آنها با نیزه و کمان خود به جنگ با سپاه توران میپردازند و تیرها مانند باران بر سر دشمنان میبارد. یکی از تیرهای گرگین به سر دشمن میخورد و او را به زمین میزند. در ادامه، اندریمان نیز با تیر دیگری دشمن را شکست میدهد. در نهایت، گرگین پیروز از میدان بیرون میآید و درفش پیروزی را بر پا میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برون رفت گرگین نهم کینهخواه
ابا اندریمان ز توران سپاه
جهاندیده و کارکرده دو مرد
برفتند و جستند جای نبرد
به نیزه بگشتند و بشکست پست
کمان برگرفتند هر دو به دست
ببارید تیر از کمان سران
به روی اندر آورده کرگ اسپران
همی تیر بارید همچون تگرگ
بر آن اسپر کرگ و بر ترک و ترگ
یکی تیر گرگین بزد بر سرش
که بردوخت با ترگ رومی برش
بلرزید بر زین ز سختی سوار
یکی تیر دیگر بزد نامدار
هم آنگاه ترک اندر آمد نگون
ز چشمش برون آمد از درد خون
فرود آمد از باره گرگین چو گرد
سر اندریمان ز تن دور کرد
به فتراک بربست و خود برنشست
نوند سوار نبرده به دست
بر آن تند بالا برآمد دمان
همیدون به بازو به زه بر کمان
به نیروی یزدان که او بد پناه
به پیروز بخت جهاندار شاه
چو پیروز برگشت مرد از نبرد
درفش دلفروز بر پای کرد