چو بهرام برگشت با طوس گفت
که با جان پاکت خرد باد جفت
بهرام به طوس میگوید که با جان پاک او، خرد باید همرا باشد. او اشاره میکند به اینکه فرزند شاه سیاوش به ناحق کشته شده و این نشان از نژاد کاووس و کیقباد دارد. کیخسرو به طوس توصیه کرده که دور از فرود سیاوش نرود. طوس پاسخ میدهد که او لشکر و ساز و برگ دارد و به بهرام میگوید که آن را نزد او بیاورد و از هیچکس نترسد. او خود را در جایگاه شاه میبیند و به یکی از سربازان ترک اشاره میکند که به مانند زاغ سیاه، در این جنگ برداشت نادرستی دارد. طوس از ترس بیهنر بودن یک سوار میگوید و در نهایت لشکر رو به فرار میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو بهرام برگشت با طوس گفت
که با جان پاکت خرد باد جفت
بدان کان فرودست فرزند شاه
سیاوش که شد کشته بر بی گناه
نمود آن نشانی که اندر نژاد
ز کاوس دارند و ز کیقباد
ترا شاه کیخسرو اندرز کرد
که گرد فرود سیاوش مگرد
چنین داد پاسخ ستمکاره طوس
که من دارم این لشکر و بوق و کوس
ترا گفتم او را بنزد من آر
سخن هیچگونه مکن خواستار
گر او شهریارست پس من کیم
برین کوه گوید ز بهر چیم
یکی ترکزاده چو زاغ سیاه
برین گونه بگرفت راه سپاه
نبینم ز خودکامه گودرزیان
مگر آنک دارد سپه را زیان
بترسیدی از بیهنر یک سوار
نه شیر ژیان بود بر کوهسار
سپه دید و برگشت سوی فریب
بخیره سپردی فراز و نشیب