چو بنشست بر تخت شاه اردشیر
از ایران برفتند برنا و پیر
در این متن، اردشیر شاه به تخت نشسته و از همه نامداران و افراد گوناگون خواسته تا در امور حکومت و رفتارهای خود دقت کنند. او بر اهمیت راستگویی و یزدانپرستی تاکید میکند و از همه میخواهد که به آیینهای شاهان پیشین پایبند باشند. اردشیر به نیکی و عدالت اشاره میکند و وعده میدهد که از پرستندگان و نیکوکاران حمایت خواهد کرد و ستمکاران را مجازات خواهد کرد. از سخنان او، مردم آرامش و امید مییابند و او را پادشاهی عادل میشناسند. در نهایت، او به پیروز خسرو سپاه را میسپارد و از مردم میخواهد که شاد و روشنجان بمانند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو بنشست بر تخت شاه اردشیر
از ایران برفتند برنا و پیر
بسی نامداران گشته کهن
بدان تا چگونه سرآید سخن
زبان برگشاد اردشیر جوان
چنین گفت کای کار دیده گوان
هر آنکس که برگاه شاهی نشست
گشاده زبان باد و یزدان پرست
بر آیین شاهان پیشین رویم
همان از پس فره و دین رویم
ز یزدان نیکی دهش یاد باد
همه کار و کردار ما داد باد
پرستندگان راهمه برکشیم
ستمگارگان را به خون درکشیم
بسی کس به گفتارش آرام یافت
از آرام او هرکسی کام یافت
به پیروز خسرو سپردم سپاه
که از داد شادست و شادان ز شاه
به ایران چو باشد چنو پهلوان
بمانید شادان و روشن روان