پادشاهی گرشاسپ

بخش ۴

سرودهٔ فردوسی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به رستم چنین گفت فرخنده زال

که برگیر کوپال و بفراز یال

۲

برو تازیان تا به البرز کوه

گزین کن یکی لشکر همگروه

۳

ابر کیقباد آفرین کن یکی

مکن پیش او بر درنگ اندکی

۴

به دو هفته باید که ایدر بوی

گه و بیگه از تاختن نغنوی

۵

بگویی که لشکر ترا خواستند

همی تخت شاهی بیاراستند

۶

که در خورد تاج کیان جز تو کس

نبینیم شاها تو فریادرس

۷

تهمتن زمین را به مژگان برفت

کمر برمیان بست و چون باد تفت

بازگشت به سروده‌های فردوسی