بدان گه که روشن جهان تیره گشت
طلایه پراگنده بر گرد دشت
در این متن، توصیف یک جنگ و آمادهسازی نیروهای سپاه برای نبرد به تصویر کشیده شده است. دورانی تاریک فرا رسیده و سپاه قارن، رزمجویی نامی، برای مبارزه با دشمنان خود که شامل لشکر چین و روم هستند، بسیج شدهاند. فرماندهان سپاه به شجاعت و اتحاد در مبارزه تأکید میکنند و به نامداران و دلاوران میگویند که این جنگ برای دفاع از سرزمین و مردم است. آنان به جنگ با کین و انتقامجویی میپردازند و اشاره میکنند که کسی که در این راه کشته شود، به بهشت خواهد رفت. در نهایت، لشکریان با ارادهای قوی و مرتفع به سمت خیمههای خود بازمیگردند، همه با حسی از کینه و عزم برای نبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بدان گه که روشن جهان تیره گشت
طلایه پراگنده بر گرد دشت
به پیش سپه قارن رزم زن
ابا رای زن سرو شاه یمن
خروشی برآمد ز پیش سپاه
که ای نامداران و مردان شاه
بکوشید کاین جنگ آهرمنست
همان درد و کین است و خون خستنست
میان بسته دارید و بیدار بید
همه در پناه جهاندار بید
کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه
هر آن کس که از لشکر چین و روم
بریزند خون و بگیرند بوم
همه نیکنامند تا جاودان
بمانند با فرهٔ موبدان
هم از شاه یابند دیهیم و تخت
ز سالار زر و ز دادار بخت
چو پیدا شود پاک روز سپید
دو بهره بپیماید از چرخ شید
ببندید یکسر میان یلی
ابا گرز و با خنجر کابلی
بدارید یکسر همه جای خویش
یکی از دگر پای منهید پیش
سران سپه مهتران دلیر
کشیدند صف پیش سالار شیر
به سالار گفتند ما بندهایم
خود اندر جهان شاه را زندهایم
چو فرمان دهد ما همیدون کنیم
زمین را ز خون رود جیحون کنیم
سوی خیمهٔ خویش باز آمدند
همه با سری کینه ساز آمدند