گویند بهرام گور روزی پیش نعمان منذر ایستاده بود که پروردگار او بود، بیک کمان دو تیر انداخت و دو مرغ را بدان دو تیر از هوا فرود آورد، نعمان گفت ای پسر تا جهان بوده است نه چون تو تیر انداز بود و نه تا جهان باشد خواهد بود،
دربارهٔ این سروده
روزی بهرام گور نزد نعمان منذر ایستاده بود. بهرام با یک کمان دو تیر پرتاب کرد و دو پرنده را از آسمان به زمین آورد. نعمان در تحسین او گفت که تا به حال کسی مانند تو تیرانداز نبوده و نخواهد بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.