لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز
تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
شاعر به کوزهای لب زده و از آن آب مینوشد، تا زندگی طولانیتری را طلب کند. کوزه با او در راز و رمز صحبت میکند و به او میگوید که باید بنوشد، زیرا زندگی در این دنیا فرصتی است که دوباره تکرار نخواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز
تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
لب بر لب من نهاد و میگفت به راز:
«می خور که بدین جهان نمیآیی باز!»