فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت
با یک دو سه تازه دلبری حورسرشت
در این فصل، شاعر به زیباییهای طبیعت و لذتهای آن اشاره میکند. او از دلبریهای زیبا صحبت میکند و میخواهد که جامی پر از شراب به دست آورد تا از نوشیدن آن در صبحگاه لذت ببرد، زیرا مردم از عبادت در مسجد و بهشت فارغ شدهاند و در آرامش هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت
با یک دو سه تازه دلبری حورسرشت
پیش آر قَدَح که بادهنوشانِ صَبوح
آسوده ز مسجداند و فارغ ز بهشت