چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
در این شعر بیان میشود که هر چیز که به نظر میرسد، در حقیقت به نوعی ناکافی و دارای نقصان است. همهچیز به ظاهر وجود دارد، اما در باطن شاید واقعی نیست. همچنین تأکید میشود که آنچه که در عالم به نظر نمیرسد، ممکن است مهمتر از آنچه هست، باشد. به عبارت دیگر، مفهوم وجود و عدم به شکل ذهنی و انتزاعی مطرح شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
انگار که هست، هر چه در عالَم نیست
پندار که نیست، هر چه در عالَم هست