* جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپوی
جز باده و جز سَماع و جز یار مجوی
در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که جز مسیر ساده و عرفانی قلندران (عاشقان حقیقت) نباید دنبال کرد و تنها باید به می و سماع و یاران پرداخته شود. او از محبوبش میخواهد که باده بنوشد و از سخنان بیهوده پرهیز کند. به عبارت دیگر، شعر به لذتهای زندگی و غرق شدن در خوشیهای واقعی دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
* جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپوی
جز باده و جز سَماع و جز یار مجوی
بر کَفْ قَدَحِ باده و بر دوشْ سبو
مِی نوش کن ای نگار و بیهوده مگوی