* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت
در این شعر، شاعر به ناامیدی و سردرگمی خود اشاره میکند و نمیداند که آیا سرشت او منجر به ورودش به بهشت شده یا به دوزخ. او همچنین از لذتهای زودگذر زندگی، مانند شراب (جام)، معشوقه (بت) و موسیقی (بربط) سخن میگوید و میگوید که این چیزها برای او نقد هستند و برای دیگران، نسیهی بهشت محسوب میشوند. به عبارتی، او به زندگی آنی و لذتهای موقتی اعتقاد دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بَربَطی بر لب کِشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت