هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

رباعی ۸۱

سرودهٔ خیام
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

روزی که نهالِ عمر من کندهشود،

و اجزام ز یکدگر پراکنده شود

۲

گر زانکه صراحیی کُنند از گِل من،

حالی که ز باده پُر کنی زنده شود

بازگشت به سروده‌های خیام