روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
و اجزام ز یک دگر پراکنده شود
در این شعر، شاعر به موضوع مرگ و از بین رفتن بدنش اشاره میکند. او میگوید که وقتی عمر او به پایان برسد و اعضای بدنش از هم جدا شوند، اگر از خاک او شرابی درست کنند و با آن زندگی ببخشند، این امر میتواند کمی از درد جدایی را تسکین دهد. به نوعی، شاعر به جاودانگی و تاثیرگذاری خود بر دیگران حتی پس از مرگ فکر میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
و اجزام ز یک دگر پراکنده شود
گر زان که صراحیی کُنند از گِل من،
حالی که ز باده پُر کنی زنده شود