* چون مُرده شوم، خاکِ مرا گُم سازید
احوالِ مرا عبرتِ مردم سازید
در این شعر، شاعر از مرگ خود صحبت میکند و خواستههایش را بیان میکند. او درخواست دارد که بعد از مرگش، خاکش گم شود و زندگیاش برای دیگران عبرت شود. همچنین میخواهد که خاک بدنش با شراب آغشته شود و از پیکرش، خمرهای بسازند. این شعر نشاندهندهی یک نوع تسلیم به فنا و درخواست برای زندگی پس از مرگ است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
* چون مُرده شوم، خاکِ مرا گُم سازید
احوالِ مرا عبرتِ مردم سازید
خاک تن من به باده آغشته کنید
وَز کالبدم خشتِ سَرِ خُم سازید