بردار پیاله و سبو ای دلجو
برگَرْد به گِردِ سبزهزار و لبِ جو
این شعر دعوت به لذت بردن از زندگی و زیباییهای طبیعت است. شاعر از دل میخواهد که پیاله و سبو را بردارد و به باغ یا کنار جوی برگردد، زیرا زندگی همچون چرخش روزگار، بارها و بارها جوانی و زیبایی را تجربه میکند. در واقع، اشاره به زیباییهای وجود دارد که به خاطر گذر زمان ممکن است فراموش شوند، بنابراین باید از آنها بهرهمند شویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بردار پیاله و سبو ای دلجو
برگَرْد به گِردِ سبزهزار و لبِ جو
کاین چرخ بسی قَدِّ بُتانِ مَهْرو
صد بار پیاله کرد و صد بار سبو!