* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
گفتم نکنی ز رفتگان اِخباری؟
در این شعر، شاعر به ملاقات پیری میرود که در خانهای غمگین نشسته است. او از پیر میپرسد که آیا خبری از رفتگان دارد. پیر پاسخ میدهد که بسیاری از آنها رفتهاند و هیچکس دوباره بازنگشته است. این صحبتها به موضوع گذر زمان و ناکامی در بازگشت به گذشته اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
گفتم نکنی ز رفتگان اِخباری؟
گفتا مِی خور که همچو ما بسیاری،
رفتند و کسی بازنیامد باری!