از آمدن و رفتنِ ما سودی کو؟
وز تارِ وجودِ عمرِ ما پودی کو؟
این شعر به تامل در باره زندگی و ناپایداری آن میپردازد. شاعر میپرسد که آمدن و رفتن ما چه سودی دارد و اینکه از عمر ما چه باقیماندهای است. او به سرنوشت انسانها اشاره میکند که در معرض چرخ روزگار سوزانده میشوند و به خاک تبدیل میشوند. در کل، شعر به گذرایی زندگی و سرنوشت انسانها تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از آمدن و رفتنِ ما سودی کو؟
وز تارِ وجودِ عمرِ ما پودی کو؟
در چَنْبَرِ چرخِ جانِ چندین پاکان
میسوزد و خاک میشود، دودی کو؟