گر آمدنم به من بُدی، نامَدَمی
ور نیز شدن به من بدی، کی شدمی؟
این شعر بیانگر این است که وجود انسان و تجربیاتش تنها بر اساس بد و خوب بودن نیست. شاعر میگوید که اگر من به این دنیا آمدم، به خاطر خوب و بد نیست، بلکه وجود من مستقل از این مسایل است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در این دنیای خراب و فانی نه آمدن، نه بودن و نه ترک این دنیا معنایی ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر آمدنم به من بُدی، نامَدَمی
ور نیز شدن به من بدی، کی شدمی؟
بِهْ زان نَبُدی که اندر این دیْرِ خراب
نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی!