تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بتپرستان و کُنِشْت
در این شعر، شاعر از دلزدگی خود از دنیای بتپرستی و اعتقادات رایج سخن میگوید. او به تصویر کشیدن زنان در کنار دریا اشاره میکند و در نهایت به سخن خیام اشاره میکند که میگوید کسی که به دوزخ میرود، در واقع دوزخی خواهد بود؛ چون او به حقیقت و واقعیت پی نمیبرد. شعر به نوعی نقدی به باورهای نادرست و تظاهر به ایمان دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بتپرستان و کُنِشْت
خیام! که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟