از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
شاعر در این ابیات بیان میکند که حضور و رفتن او تاثیری بر جهان و عظمت آن ندارد. او از عدم توجه دیگران به سفره آمدن و رفتن خود ناراضی است و به این نتیجه میرسد که دلیل این حضور و غیبت چه بوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود