در کارگهِ کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه، گویا و خموش
در کارگهِ کوزهگری رفتم دوش
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در کارگهِ کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه، گویا و خموش
از دستۀ هر کوزه، برآورده خروش
صد کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروش