گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
وز مِی دو منی ز گوسفندی، رانی
خلاصه این شعر به این معناست که اگر فرصتی برای کشت و کار و تهیه نان از گندم و همچنین بهرهمندی از خونی از می و قیمت گوسفند فراهم شود، لذت و شادی در کنار زیبایی طبیعت و گلها، ارزشی فراتر از هر سلطنت و مقام را به ارمغان میآورد. در واقع، شاعر میگوید که خوشبختی واقعی در چیزهای ساده و طبیعی زندگی نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
وز مِی دو منی ز گوسفندی، رانی
با لالهرخی و گوشهٔ بستانی
عیشی بود آن، نه حد هر سلطانی