در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای
شاعر به کارگاه یک سفالگر رفته است و با دیده خِرد دیده است که استاد کوزهگر چه بیپروا از خاک آدمهای مغرور و صاحبمقام و از خاک آدمهای گدا و نیازمند، کوزه میسازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کلهٔ پادشاه و از دستِ گدای