بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
فارغ بنشین به کشتزار و لب جوی
این شعر درباره غنیمت شمردن وقت و سپردن آن به مستی و گذراندن اوقات در دامن زیبای طبیعت سروده شده و شاعر میگوید وقتی که باده مینوشی شاد باش و دل به دنیا مبند که بسیار افراد بزرگتر و مهمتر از ما را روزگار کُشته و خاک کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
فارغ بنشین به کشتزار و لب جوی
بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی
صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی