از کوزهگری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاعر از کوزهگری کوزهای خریده که در آن رازها و اسرار زیادی نهفته است. او زمانی شاه بوده و جامی زرین داشته، اما اکنون به حالت خماری و ضعف افتاده و به نوعی به کوزهای که خالی است، تشبیه میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از کوزهگری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری