یک جُرعه میِ کُهَن ز مُلکی نو به
وَز هر چه نه مِی طریق بیرون شو به
در این بیت، شاعر به استفاده از نوشیدنی (شراب) کهن اشاره میکند و از آن به عنوان یک رمز و راهی برای خارج شدن از عادات و روالهای قدیمی یاد میکند. او همچنین در مورد پادشاهان باستانی، فریدون و کیخسرو، صحبت میکند و نشان میدهد که حتی در اوج قدرت، نشانههایی از بیثباتی و تغییر وجود دارد. به طور کلی، این شعر تلاشی است برای فرار از واقعیت و جستجوی افقهای جدید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یک جُرعه میِ کُهَن ز مُلکی نو به
وَز هر چه نه مِی طریق بیرون شو به
دَر دَست به از تخت فریدون صد بار
خشتِ سَرِ خُم زِ مُلکِ کیخسرو به