من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
شاعر در این ابیات بیان میکند که نمیتواند بدون شراب زندگی کند و نمیتواند تحمل کند که در میخانه باشد و بادهای نداشته باشد. او خود را وابسته به لحظهای میداند که ساقی از او میخواهد یک جام دیگر بگیرد، و در این لحظه احساس ناچیزی دارد که نمیتواند بدون آن زندگی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم