ماییم که اصلِ شادی و کانِ غمیم
سرمایهٔ دادیم و نهادِ ستمیم
این رباعی درباره اهمیت و جایگاه مهم انسان در هستی است و شاعر در آن میگوید که آدمی خود اصل و منبع و معدن همه شادیها، غمها، لذتها و دردها و ستمها و عدالتهاست. آدمیاست که از قعر پستی تا اوج کمال است. در مصرع پایانی، نادانی و دانایی بشر به آینه زنگخورده و جام جم تشبیهشده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ماییم که اصلِ شادی و کانِ غمیم
سرمایهٔ دادیم و نهادِ ستمیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آئینهٔ زنگ خورده و جام جمیم