کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچکس نتوانسته راز مرگ را کشف کند و هیچکس از دایره حیات خارج نشده است. او از مبتدی تا استاد را میبیند و به این نتیجه میرسد که همه انسانها در برابر مرگ ناتوان هستند، چرا که این عجز از تولد با آنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
من مینگرم ز مبتدی تا استاد
عجز است به دست هرکه از مادر زاد