بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
شاعر در این شعر به موقعیت و سرنوشت خود اشاره میکند. او میگوید که اگر تقدیر و سرنوشتش بدون حضور او رقم خورد، پس چرا نیک و بد آن را به او نسبت میدهند؟ او همچنین اشاره میکند که روز گذشته و امروز بدون او گذشته و فردا چه دلیلی دارد که او را در محاکمه به داور ارجاع دهند. در واقع، او به نوعی از بیپناهی و عدم کنترل بر سرنوشتش سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند