هر سبزه که بر کنار جویی رستهست
گویی ز لب فرشتهخویی رستهست
در این ابیات شاعر به زیبایی سبزهای مینگرد که در کنار جوی آب روییده است. او این سبزه را به فرشتهای تشبیه میکند که از لبانش زاده شده است. شاعر از کسی میخواهد که پا بر سر این سبزه نگذارد و آن را نادیده نگیرد، زیرا این سبزه از خاکی گرفته شده که زیبایی لاله را دارد. به عبارت دیگر، شاعر به ارزش و زیبایی طبیعی سبزهها اشاره میکند و خواهان احترام و حفاظت از آنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر سبزه که بر کنار جویی رستهست
گویی ز لب فرشتهخویی رستهست
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کآن سبزه ز خاک لالهرویی رستهست