میخوردن و شادبودن، آیینِ من است
فارغبودن ز کفر و دین، دینِ من است
این شعر به بیان شادی و لذت از زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که خوشی و فراغت از درگیریهای مذهبی و عقیدتی بخشی از باورهای اوست. او از عروس دنیا میپرسد که مهریهاش چیست و او در پاسخ میگوید که دل شاداب شاعر، مهریه اوست. این شعر تأکید بر ارزش شادی و احساسات مثبت در زندگی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میخوردن و شادبودن، آیینِ من است
فارغبودن ز کفر و دین، دینِ من است
گفتم به عروسِ دهر: «کابینِ تو چیست؟»
گفتا: «دلِ خُرَّمِ تو، کابینِ من است»