در دایرهای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت، نه نهایت پیداست
در این شعر به مسأله زندگی و ذات وجود اشاره شده است. شاعر به دایرهای اشاره میکند که نماد زندگی انسانهاست و در آن هیچ سرآغازی یا پایانی وجود ندارد. او به این نکته تأکید میکند که هیچکس به راستی نمیداند که آمدن به این دنیا از کجاست و رفتن به کجا. این توجیه عدم شناخت ما از چرایی و چگونگی وجود و مرگ است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در دایرهای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت، نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست!