چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
این اشعار به عدم وجود حقیقت و یقین در زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید که نمیتوان همیشه در شک و تردید زندگی کرد و بهتر است از لحظات زندگی لذت ببریم. چه فرقی دارد که آدم هشیار باشد یا مست، وقتی در بیخبری زندگی میکند، بهتر است خوشیها را در آغوش بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مَرد، چه هشیار و چه مست