چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هَفت شُمُر، خواهی هَشت
در این ابیات شاعر به موضوع نارضایتی از سرنوشت و سرگردانی انسانها در زندگی اشاره میکند. او میگوید اگر تقدیر و روزگار به خواستههای یک خردمند توجه نکند، چه فرقی دارد که دنیا چگونه باشد. در نهایت، زندگی کوتاه است و انسان باید با واقعیتهای آن کنار بیاید، چه این واقعیت خوشایند باشد و چه ناخوشایند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هَفت شُمُر، خواهی هَشت
چون باید مُرد و آرزوها همه هِشت
چه مور خورَد به گور و چه گرگ به دشت!