این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
این شعر بیان میکند که این جهان عظیم از نیستی بهوجود آمده و هیچکس شاهد پدید آمدن آن نبوده(مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ: شاهد نگرفتم آنها را در خلقت آسمانها و زمین و خلقت خودشان) بنابراین هیچکس پی به حقیقت آن نمیبرد. و به همین دلیل است که هرکس از نظرگاه خود افسانهای میگوید و گمان میکند حقیقت آن است اما حقیقت این است که هیچکس به حقیقت و غایت آن پی نخواهد برد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
هر کس سخنی از سرِ سودا گفتند
زآن روی که هست، کس نمیداند گفت