تصنیفها

در حجاز (غزل ضربی)

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای دلبر من‌، تاج سر من

یک دم ز وفا، بنشین بر من

۲

نازت بکشم ای مایهٔ ناز

بارت ببرم ای دلبر من

۳

وای از تو کهسوخت پروانه صفت

شمع رخ تو بال و پر من

۴

رحمی که بسوخت عشق تو مرا

چندان که نماند خاکستر من

۵

ای مرغ سحر این نامه ببر

نزد صنم گل پیکر من

۶

لیلای منی مجنون توام

من بندهٔ تو تو سرور من

۷

دل شد ز غمت چون قطرهٔ خون

وز دیده چکید در ساغر من

۸

ویرانه شود آن خانه که نیست

روشن ز رخت ای اختر من

۹

لطفتشکرستقهرتشررست

هم نوش منی هم نشتر من

۱۰

هرجا گذری با صوت خوشت

خاک ره توست چشم تر من

۱۱

گوید که «‌بهار» نالد چو هزار

ناکرده نظر بر منظر من

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار