ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد
گور بگورکه ز دستش بعذاب عالم بود
این شعر به استقبال از بهار و زیباییهای آن اشاره دارد و بیان میکند که افراد نباید زود از دنیا بروند. شاعر بر این باور است که از دست رفتن یک انسان خوب باعث عذاب و ناراحتی دیگران میشود. او همچنین میگوید که مرگ خوبان باید به شکلی باشد که دیگران در موردشان بگویند که چه انسان شگفتانگیزی بودند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد
گور بگورکه ز دستش بعذاب عالم بود
خوب آدم بمیره طورکه مخلوق بگن
ایها الناس کیکه مرد عجب آدم بود