روی ماهت ر ببین تا عشقم باور کنی
رنگ زردم ر ببین تا جورت کمتر کنی
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر از معشوقش میخواهد که زیباییهایش را ببیند تا عشقش را باور کند. او به رنگ زرد خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که این رنگ را ببیند تا متوجه ناراحتیاش شود. همچنین به زلفهای معشوق اشاره شده و شاعر درخواست میکند که آنها را کوتاه نکند، زیرا زیبایی آنها برایش اهمیت دارد. او به بهار و احساساتش اشاره میکند و از معشوق میخواهد که حال او را درک کند. کل شعر ترکیبی از احساسات عاشقانه و خواهشها برای توجه و درک از سوی معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روی ماهت ر ببین تا عشقم باور کنی
رنگ زردم ر ببین تا جورت کمتر کنی
نیصب شو وخت که بوی زلفهات ر مشنوم
گر ببینی روز مور خاک سیا ور سر کنی
زلف کر نیلیر ازی بیشتر مزن قیچی که واز
مثل پیشتر نِمْتَنی چرخ مُو رَ چِنْبَرْ کِنِی
ای بهار اُقذر به پیش مو مخن والنازعات
گر به حال مو بیفتی الذیر از بر کنی