اشعار محلی

شمارهٔ ۳ - غزل

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفتی که ممیر وخته مو لبیکمه گفتم

هی هی به خدا خوب تو گفتی مو شنفتم

۲

ای شیر نر عشق‌، تقلای مو پوچه

ای بوده مقدر که به چنگال تو بفتم

۳

تا زور دری تیز بزن بازوی صیاد

مو کِفتَرِ جُون سَختُم و آسُون نَمِیُفتُم

۴

گفتم که به پایت نخلد خار و مو امشو

با جاروی مژگون سر راه تو ره رُفتُم

۵

دیشو به خیال صدف سینهٔ صافت

تا وقت سحر مُروِرِیِ اشک مُسُفتُم

۶

همدوش بهارُم مو که هم‌جفتُمُ هم‌طاق

در بی‌طَقَتی طاقُم و با یاد تو جُفتُم

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار