مردم دوستی از بنیک منشی (یعنی هواداری اصول) و خوبخیمی (یعنی خوشخویی) از خوب ایواژی (آراستگی) بتوان دانست.
دربارهٔ این سروده
این متن درباره اهمیت مردمدوستی و خوشاخلاقی در روابط انسانی صحبت میکند. نویسنده بیان میکند که مردمدوستی از اصول پایهای شخصیت یک فرد است و میتواند از خوشاخلاقی و خوشگفتاری او استخراج شود. همچنین اشاره میکند که همه انسانها در واقع از یکدیگر وابستهاند و باید به یکدیگر محبت و مهر ورزند. در نهایت، میگوید که از رفتار و گفتار خوب مردم میتوان به صفات نیک آنها پی برد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قسمت اخیر را طور دیگر هم میتوان معنی کرد: خوشاخلاقی مردم را از خوشسخنی و آهنگ گفتار (آواز)شان میتوان دانست.
سر خویها، مردمان دوستیاست
نگر تا خداوند این خوی کیست
کسی کش منش ره بهبنیاد داشت
بن و بیخ کار جهان یاد داشت
جهان است پیشش یکی خانهای
نبیند در آن خانه بیگانهای
همه مردمان بستگان ویند
زن و مرد پیوستگان ویند
بجوید دلش مهر برنا و پیر
که از مهر پیوند نبود گریز
به خوی خوش مردم و رازشان
توان راه بردن از آوازشان