چهار کار دژآگاهی (نادانی) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی (یعنی: زبردستی و زورمندی) نمودن، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نبرد آورد، دیگر مرد پیر ریژخوی که زنی برنا به زنی گیرد و دیگر مرد گشن (جوان) که زنی پیر به زنی کند.
دربارهٔ این سروده
این متن در مورد چهار نوع رفتار نادرست و دشمنی با خود صحبت میکند که به نوعی نادانی و بدی است. 1. **پادیاوندی**: کسی که از زور و قدرت خود به نفع دیگری استفاده میکند و به دیگران آسیب میزند. 2. **درویش متکبر**: فردی که با کسی که نسبت به او قویتر است، به مبارزه برمیخیزد. 3. **مرد کهنسال ریژخوی**: مردی که به جای جفت جوان خود، با زنی جوان رابطه برقرار میکند. 4. **جوانی که با پیرزن جفت میشود**: این جوان نیز با انتخاب نادرست خود به نوعی به خود آسیب میزند. در کل، این رفتارها به نوعی دشمنی با خود و نادانی در انتخابها اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دژآگه چهار است کز خوی بد
کند دشمنی با تن و جان خود
یکی «پادیاوند» مردم گزای
به هر کار و هر چیز زور آزمای
دگر نره دروبش با داروبرد
که با مهتر از خویش جوید نبرد
سه دیگر کهن سالهٔ ریژخوی
که هنگام ییری شود جفت جوی
کرا پیر سر هست جفت جوان
بود دشمن خویشتن بی گمان
چهارم جوانی که جوید زنی
شود جفت پیرهزن ربمنی
جوانی که خسبد بر پیرهزن
بود بی گمان دشمن خویشتن