ارمغان بهار

فقرۀ ۶۱

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زده مرد (‌را) استوار مدار، و آپریکان (‌آبرمند) مرد (‌را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده‌.

۲

کسی کش‌فکندی‌وکردیش‌خوار

مدارشبهنزدیک خویش استوار

۳

چو خواهی کنی‌دستکیری زکس

بجوی آبرومند نادسترس

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار